Archive For The “دسته‌بندی نشده” Category

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

  ای کاش زنده بودی ازت میخواستم تا برایم یاسین نظر کنی شاید این گره باز میشد ای کاش زنده بودی نظرات () +   سولماز کشاورزی ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۳ من : پروفایل سولماز کشاورزی ایمیل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ » صفحه نخست » عناوین مطالب وبلاگ » ۱۳٩٦/٦/٤ » ۱۳٩٦/٥/٢۸ » ۱۳٩٦/٥/٢۱…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

چرا یادم رفت؟ زمان انقدر زود گذشت که نفهمیدم کی عاشقی کردم ؟ کی ضربه خوردم؟ کی زمین خوردم و کی دوباره بلند شدم؟ چرا یادم رفت این ثانیه ها دیگر برنمیگردند؟ چرا یادم رفت کتانی قرمز بپوشم؟موهایم را باز بگذارم و با دوچرخه دور شهر بچرخم و بدون نگرانی از اضافه وزن دوبل چیزبرگر…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

خنده های تو امروز داشتم فکر میکردم بعد از ترک اینجا برای چه چیزهایی دلتنگ خواهم شد: بر ای لاک زدن ناخنهای دستم ، دوچرخه سوا ری، برای دامن پوشیدن، برای ناءوکو، برای رایان خاله ، برای فندق خاله ؟؟؟یا برای خنده های تو فقط برای خنده های تو دلم تنگ میشه نظرات () +…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

دخترک کوچک احساساتی شاید این یکی از بزرگترین ایرادات من است که تمام قراردادهای زندگی ام را دلی بسته ام. نسیه دادم و هیچگاه پس نگرفتم. اعتماد کردم ،ماندم ،نشد که نشد. نه یکبار نه دوبار نه …. چه کردم با خودم؟؟!! بارها شد که خودم را بوسیدم و زخمهایم را بستم و گفتم دیگر…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

فکرهای یک نیم روز این جماعت یا خیلی احمق هستند و یا خیلی پولدار وگرنه این همه پول تو جیب رییس جان نمیریختند. تف تو روحت پرفسور ویس تف تو روححححت و تف تو روحه اون یکی که به جای کمک کردن شا….دن به 5 سال از زندگی و جوانی من. تتتتف شکر شکر که…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

کدام راه را اشتباه رفتم؟ نمی دونم کدوم راه را اشتباه رفتم که تو بیراهه 36 ساله که سرگردانم. کدام آدرس را غلط خواندم که نمیرسم. به چه کسی بدی کردم که باید کارمایش را تا عمر دارم پس بدهم. چرا نمیرسم؟ چرا همیشه آدمهای اشتباهی به زندگی من میایند؟ چرا عشق را یادم رفته….

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

اینجا پر گرگه دیگه میترسم اعتماد کنم. میخوام لباس دیگه ای بپوشم و ماسک بزنم. اینجا پر از گرگه باید دروغ بگم . دیگه نمیخوام خودم باشم. بسه برام.  اینجا پر از گرگه دیگه به هیچکسی اعتماد نمیکنم و حرفهای هیچ کسی را باور نمیکنم. من چقدر ساده هستم. چرا اینقدر راحت باور میکنم.  نظرات…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

یک زخم کهنه 2 ماه وقت خواستم . گفتم هیچ تماسی نداشته باشیم تا خودمو پیدا کنم. مشکلات پشت هم آمدند و من دست تنها باید حلش کنم.  2 ماه هیییچ تماسی نداشته باشیم. حیف مثل همیشه بیشعور بود . حیف و صد حیف که حرمتها شکست و …  تمام شد این داستان نه شروع…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

تازه دارم میفهمم چرا خداوند به خر شاخ نداد تازه دارم میفهمم چرا خداوند به خر شاخ نداد. در جایی که معنای آزادی برای زنان برهنه پوشیدن است و برای مردان هرزگی و شراب و دیسکو است  انتظار چه معجزه ای داریم؟ پس کو جایگاه انسانیت؟  اصلا فکر کردیم که این همه انسان در بند…

روزنگارهای سُل

روزنگارهای سُل

ای کاش که ما تاریخ می خواندیم چرا ما ایرانیها یاد نگرفتیم بعضی وقتها خفه شویم و حرف نزنیم؟ چرا هیچکس به ما یاد نداد اینقدر جوگیر نباشیم؟ چرا به ما یاد ندادند روی حرفی که میخواهیم بزنیم کمی فکر کنیم؟ چرا از همه توقع داریم که خوب و کامل و تمام کمال باشند اما…

Go Top